فضیلت

به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث می‌شود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.






اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.

اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.

اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهم‌ترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:

افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.

ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسان‌ها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آن‌ها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل می‌کند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.






عدالت

همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامض‌ترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.

از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟

تئوری‌های عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوری‌های عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی می‌شود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.

با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.






سعادت

می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.






مکاتب
فراطبیعت‌گرایی

فراطبیعت گرایی تقریباً ابتدایی‌ترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.

کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیان‌های اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته می‌شود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.

همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آن‌ها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا این‌ها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.

مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصه‌ها منظم شده اند.

در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهم‌ترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:

تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.






طبیعت‌گرایی

دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.

طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.

طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.

مهم‌ترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده می‌شود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخه‌های مذکور مشخص می شود.





دلیری

شجاعت یا دلیری به معنی از‌جان‌گذشتگی و دلاوری در کارزار است و صفتی است از صفات نیکوی چهارگانه که حد وسط بی‌باکی (تهور) و ترسو بودن به‌شمار می‌آید. واژه شجاعت عربی است.
گفتاوردها پیرامون دلیری

ملاصدرا در تعریف آن گوید :

شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائل‌اند دو طرف افراط و تفریط آنند.

ابن مسکویه نیز دلیر را این‌گونه تعریف می‌کند:

شجاع به هر کسی که دست به هر کار خطرناک و ترس آوری بزند نمی‌توان گفت، مثلاً اگر کسی در موقع خطرات طبیعی مثل زلزله، آتشفشان و یا گردباد، و یا از انواع بیماری‌های خطرناک، و یا در کشتی به موقع طوفان نترسد شجاع نمی‌توان نامید.

ویا در زمانی که همه چیز خوب و امن است مثلاً تصمیم بگیرد خود را از پشت بام به پایین پرت کند و یا بدون بلد بودن شنا وسط دریای خروشان بپرد شجاع نمی‌توان نامید. اینگونه اشخاص بیشتر از اینکه شجاع باشند، احمق و یا ساده‌لوح محسوب می‌شوند. بلکه شجاع کسی است که در هر سختی و مصیبتی و ناگواری، صبور باشد و زود خود را نبازد و شکوه و شکایت نکند، و همچنین در زمانی‌که کاری را بر عهده می‌گیرد (که از لحاظ عقل و منطق و شرط زمان و مکان پسندیده است) دیگر در هنگام اجرا اگر با گرفتاری و مشکلی برخورد کرد و احیاناً مورد تهدید و فشاری هم قرار گرفت، جا نزند و با استواری و استقامت کارش را دنبال کند.
این شخص را شجاع نامند و این صفت، یک صفت پسندیده و مورد تشویق و احترام می‌باشد.






رازداری
رازداری (به انگلیسی: Confidentiality)مجموعه از مقررات توافق شده یا پیمان نامه‌هایی است که دسترسی به بعضی اطلاعات شخصی یا تجاری را محدود می‌کند.






در وکالت

وکلای دعاوی بایستی برای دفاع از منافع موکلان خود به کلیه اظلاعات آنها که برای دفاع لازم است دسترسی داشته باشند. از این نظر رازداری بین وکیل و موکل نه تنها از مجاری قانونی بلکه طبق عهد نامه دوطرف که امضاء شده است لازم‌الاجرا است. البته بعضی از حوزه های قضایی برای این رازدای استثنا هایی قائل شده اند، بخصوص در مواردی که حفظ رازداری وکیل ممکنست به جرم و جنایت و یا تخریب اموال عموم یا اشخاص منجر شود. در این موارد وکیل می تواند به میل خود حداقل اطلاعات را افشا نماید، هرچند در بعضی حوزه های قضایی وکیل درصورت اطلاع ملزم به افشا است.






در پزشکی

رازداری یکی از ارکان اصلی رابطه پزشک و بیمار است. پزشکان برطبق قانون و بر اساس سوگندنامه بقراط، ملزم به حفظ اسرار مربوط به امراض بیماران خود هستند. در عین حال که دادگاه ها نمی‌توانند پزشکان را اجبار به ترک رازداری نمایند، در بعضی از کشورها و بعضی ایالت های آمریکا پزشکان را ملزم به افشای اطلاعات بیماران نموده اند. این موارد محدود به اطلاعاتی مانند اقدام به خودکشی، کودک آزاری، مجروحان با زخم گلوله، اطلاع رسانی بیماری های منتقل شونده از تماس جنسی به همسر بیمار و سقط جنین زیر سن قانونی به والدین است.






در تجارت

رازداری در تجارت عبارتست از حفظ اطلاعات مربوط به فرمول، طرح، روش، الگو، تکنیک، فرایند یا مجموعه‌ای از آنها که بصورت کلی در نزد شرکت ها وجود دارد و مزایای اقتصادی آنها را در مقابل رقیبان تضمین می کند.





اخلاق کاربردی

اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعهٔ اخلاق هنجاری است.به تعبیر دیگر، اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است، البته در حوزه‌های خاصی از زندگی فردی و اجتماعی.

اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریهٔ اخلاقی را در حوزهٔ مسائل اخلاقی خاص نشان دهد.مباحثی مانند اخلاق دانش اندوزی و علم اندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق معیشت را می توان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.

اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود.منظور از اخلاق حرفه ای، تامل دربارهٔ ابعاد اخلاق مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود.مانند اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق روزنامه نگاری و امثال آن.

به طور خلاصه می توان گفت اخلاق کاربردی، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول، ارزش‌ها و ایده آل‌های اخلاقی دربارهٔ رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی.هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی‌ها ورفتارها است.

بنابراین، هر یک از مکاتب اخلاقی، دارای اخلاق کاربردی خاص خود است.برای نمونه، اخلاق کاربردی پذیرفتهٔ مکتب سودگرایی، قدرت گرایی یا قرارداد گرایی، با اخلاق کاربردی پذیرفته مکتب اخلاقی اسلام کاملا متفاوت است.زیرا هر مکتبی بر اساس اصول و ضوابط اخلاقی خود به بررسی احکام اخلاقی در موارد خاص و ارائهٔ راه حل برای موارد تعارض وظایف می پردازند.
7:34 pm

دانشگاه پیام نور

دانشگاه پیام نور یکی از دانشگاه‌های ایران است که در مهرماه سال ۱۳۶۷ تأسیس شد.

یکی از بزرگ‌ترین و وسیع‌ترین دانشگاه‌ها در کشور مراکز و واحدهای تحت‌پوشش دانشگاه پیام‌نور هستند که تعداد قابل‌توجهی از داوطلبان ورود به آموزش عالی را پوشش می‌دهند. این دانشگاه براساس روش آموزش از راه دور و نیمه‌حضوری تأسیس شده و دارای شیوه‌ی آموزشی خاصی هستند.






آموزش نیمه حضوری عبارت است از سازماندهی فرایند یاددهی-یادگیری، به‌گونه‌ای که هر مرکز آموزشی در انتخاب و کاربرد راه‌کارهایی برای استفاده از یک یا چند نوع مواد آموزشی، رسانه و سایر وسایل ارتباط جمعی توانا باشد. آموزش نیمه حضوری، نظام آموزشی است که، با بهره‌گیری از فناوری آموزشی، استفاده از کتاب‌های درسی خود آموز و دانشجو محور در یادگیری، ضرورت حضور دانشجو در کلاس‌های درسی را کاهش می‌دهد. در واقع، در این‌نوع آموزش عملاً می‌توان کلاس‌های تدریس را به کلاس‌های مرور درس و رفع اشکال گروهی تبدیل کرد.


از نظر ساختاری دانشگاه پیام‌نور دارای یک سازمان مرکزی و در سراسر کشور است. این دانشگاه دامنه‌ی وسیعی از رشته‌های مختلف را به‌طور متفاوت ارائه می‌دهند.

شیوه آموزشی این دانشگاه، آموزش باز و از راه دور است. مقامات این دانشگاه از سال ۱۳۸۶، علاوه بر زبان فارسی، زبان عربی را نیز به عنوان زبان دوم و رسمی در نظام آموزشی این دانشگاه وارد کرده‌اند.




تاریخچه دانشگاه پیام نور

تحولات دانشگاه پیام نور را می‌توان به چهار دوره تقسیم بندی کرد.




دوره اول: افتتاح و جذب اولین گروه دانشجویی

دانشگاه پیام نور براساس تصمیمات جلسات ۹۴ مورخ ۲۷ آبان ۱۳۶۵ و ۹۷ مورخ ۲۵ آذر ۱۳۶۵ شورای عالی انقلاب فرهنگی عملاً با پذیرش اولین گروه دانشجو در مهرماه ۱۳۶۷ تأسیس شد. این دانشگاه پس از تأسیس، با پذیرش اولین گروه دانشجویی خود در ۵ رشته‌ی تحصیلی و در ۲۸ مرکز باقی‌مانده از دانشگاه ابوریحان بیرونی[۴] و دانشگاه آزاد ایران از مهرماه سال تحصیلی ۶۸-۱۳۶۷ فعالیت آموزشی خود را آغاز کرد. در این دوره اکثر دانشجوهای جذب شده کارمندان دولت و افراد شاغل بودند. کلاس‌های دانشگاه فقط روزهای پنج‌شنبه و جمعه تشکیل می‌شد.




دوره دوم: افزایش تعداد مراکز و استفاده از ساختمان‌های دولتی

در این دوره ساختمان‌های متروکه دولتی و ساختمان‌های بدون استفاده وزارت خانه‌ها به دانشگاه پیام نور داده شد تا مراکز خود را گسترش دهد. در این دوره علاوه بر کارمندان شاغل بقیه جوانان جویای تحصیل با کنکور سراسری نیز به دانشگاه پیام نور وارد می‌شدند و همین باعث افزایش کلاسهای دانشگاه پیام نور در طول هفته شد. تا این دوره دانشگاه از نظر کیفی نامطلوب بود




دوره سوم: رشد بسیار زیاد دانشگاه از نظر کمی

در این دوره با کمک‌های دولت دانشگاه شروع به احداث مراکز جدید کرد ولی اینبار ساختمان‌های استاندارد ساخته می‌شدند. با شروع ساخت و ساز بسیاری از مراکز دانشگاه به ساختمان‌های جدید انتقال پیدا کردند و همین باعث رشد کیفی دانشگاه نیز شد. در این دوره مراکزی که از قبل ساختمانهای خوبی داشتند بیشتر رشد کیفی را تجربه کردند و ساختمان‌های خود را با وسایل پیشرفته آموزشی و آزمایشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و سامانه‌های امنیتی و مکانیزی تجهیز کردند. این دوره تحول عظیمی در دانشگاه پیام نور به وجود آورد و چهره این دانشگاه را به کلی عوض کرد.




دوره چهارم: شروع رشد کیفی دانشگاه
در این دوره که جدیداً آغاز شده‌است رشد کمی دانشگاه عملاً متوقف شده‌بود و مسئولین دانشگاه همه توان خود را برای رشد کیفی دانشگاه بکار گرفته‌بودند ولی به یکباره در سال تحصیلی ۱۳۸۹-۱۳۹۰ تعداد بسیار زیادی رشته به رشته‌های دانشگاه پیام نور اضافه شد به طوریکه هم اکنون این دانشگاه اکثر رشته‌های مهندسی را دارا می‌باشد. البته اکنون که بزرگترین دانشگاه دولتی ایران شعار خود را (آموزش عالی برای همه) عملی کرده‌است تصمیم دارند این دانشگاه را از نظر کیفی نیز به بهترین حد ممکن برساند. از جمله اقدامات این دوره می‌توان به: شروع جذب هیئت علمی لازم. تجهیز مراکز به بهترین وسایل آموزشی. حذف مراکزی که هیئت موسس آن نتوانسته‌اند به تعهدات خود عمل کنند و ادغام آنها با مراکز با کیفیت تر. حذف دانشجویان ضعیف با قانون اخراج مشروطیها. گسترش شبکه کتاب درسی دانشگاه با وجود اینکه اکنون نیز بزرگترین شبکه کتاب دانشگاهی ایران می‌باشد. به نظر می‌رسد با رشد بسیار خوبی که دانشگاه در این مدت کوتاه داشته‌است در آینده نه چندان دور به عنوان یکی از بهترین دانشگاه‌های ایران و خاورمیانه تبدیل شود. از سال ۱۳۹۰ و بعد از گسترش رشته‌های بسیار متنوع در این دانشگاه، دانشگاه پیام نور بزرگترین دانشگاه جهان از نظر تنوع رشته و تعداد دانشجو به حساب می‌آید. در حال حاضر مرکز بین‌الملل دانشگاه پیام نور در سه مقطع تحصیلی کارشناسی در ۱۸ رشته گرایش، کارشناسی ارشد در ۳۲ رشته گرایش و دکتری تخصصی در ۸ رشته در ۵۸ کشور جهان(۷۶ شهر) دانشجوی ایرانی و غیرایرانی دارد.اکنون این دانشگاه دارای بیش‌از ۲۵۰ مرکز در سراسر کشور است که به‌صورت نیمه‌حضوری به ارائه‌ی آموزش می‌پردازند.




رتبه دانشگاه در ایران
بر اساس رتبه‌بندی جدید گروه SQ دانشگاه پیام‌نور بیست و دومین دانشگاه برتر ایران است. بر اساس رتبه‌بندی[۶] دانشگاه پیام‌نور نوزدهمین دانشگاه برتر ایران و دویست و سی و دومین دانشگاه برتر آسیاست. و همچنین بر اساس رتبه‌بندی سایت 4ICU وب‌سایت دانشگاه پیام‌نور نهمین وب‌سایت برتر در بین دانشگاه‌های ایران است. همچنین دانشگاه پیام‌نور بزرگ‌ترین شبکه‌ی آموزش عالی دولتی ایران و در بین دانشگاه‌های باز دانشگاه پیام‌نور در آسیا دوم و در جهان ششم می‌باشد.



دانشجویان

دانشجوهای دانشگاه پیام‌نور به دو دسته‌ی رسمی و فراگیر تقسیم می‌شوند. چیزی که مهم است خیلی‌ها دانشگاه پیام‌نور را دانشجو محور می‌دانند. چون این دانشجویان هستند که با سعی و تلاش زیاد منابع بسیار کاملی را می‌خوانند و با پشت‌سر گذاشتن امتحانات بسیار سخت و مشکل مدرک دانشگاهی می‌گیرند.

در دانشگاه پیام نور اساتید به جای ارائه جزوه، می بایست کتاب تدریس کنند. کتاب هایی کامل و البته با حجم سنگین که باعث می شود دانشجویان با سطح علمی بسیار بالاتری دروس را پشت سر بگذارند.

در حقیقت «دانشگاه پیام‌نور دانشگاهی است که ورود به آن بسیار آسان و مدرک گرفتن از آن بسیار سخت است».

طبق آمارهای منتشر شده از سوی دانشگاه و مراکز رسمی حدود ۳۰ درصد دانشجویانی که وارد این دانشگاه می‌شوند پس از ۲ ترم به دلیل حجم سنگین مطالب و امتحانات واقعاً دشوار دانشگاه انصراف داده و وارد دانشگاه‌های دیگر می‌شوند.



دانشجویان رسمی
دانشجویان رسمی دانشگاه پیام‌نور با کنکور رسمی سازمان سنجش کشور در این دانشگاه پذیرفته شده‌اند.



دانشجویان فراگیر
داوطلبان (فقط کارشناسی ارشد)ابتدا در یکی از مراکز دانشگاه پیام‌نور به‌عنوان دانش‌پذیر (نه دانشجو) ثبت‌نام می‌کنند. و دروس ترم اول رشته‌ی موردنظر به آن‌ها ارائه می‌شود و در صورت قبولی به‌عنوان دانشجوی فراگیر در ترم بعدیِ دانشگاه تحصیل می‌کنند و همچنین درصورت گذراندن دروس نیازی به امتحان مجدد ندارند. درضمن شهریه‌ی ثابت دانشجویان فراگیر برابر با دانشجویان رسمی می‌باشد. همچنین عنوان فراگیر از مدارک (فارغ التحصیلی) دانشگاه پیام‌نور حذف شده است.




نحوه تشکیل کلاس‌های دانشگاه

در دانشگاه پیام‌نور کلاس‌ها به ۳ شیوه‌ی غیرحضوری، نیمه‌حضوری و حضوری تشکیل می‌شوند.



غیر حضوری

تا سال ۱۳۹۰ اکثر کلاس‌های دانشگاه پیام‌نور به‌صورت غیرحضوری بود اما به تدریج با توسعه دانشگاه و جذب هیئت علمی و بر‌گزار شدن کلاس‌های پیام‌نور در کل هفته به‌جای پنج‌شنبه و جمعه، کمتر درسی به‌صورت غیرحضوری ارائه می‌شود. و تنها بعضی از دروس عمومی و خیلی به‌ندرت دروس اختصاصی به‌صورت غیرحضوری بر‌گزار می‌شوند. به دروسی که به صورت غیرحضوری ارائه می‌شوند دروس خودخوان گفته می‌شود و اغلب از کتاب‌های کمک‌آموزشی و سی‌دی برای کمک به دانشجو در این دروس استفاده می‌شود.



نیمه‌حضوری

بیشتر دروس دانشگاه پیام‌نور به‌صورت نیمه‌حضوری بر‌گزار می‌شوند. به این صورت که کلاس برای این دروس تشکیل می‌شود ولی در مقایسه با سایر دانشگاه‌ها ساعات برگزاری کلاس‌ها کمتر است و این در حالی است که حجم کتاب‌های منبع دانشگاه پیام‌نور بسیار زیاد می‌باشد. هر دانشجویی حق شرکت در امتحان میان‌ترم که توسط استاد بر‌گزار می‌شود و ۶ نمره از ۲۰ نمره پایانی را به خود اختصاص می‌دهد را داراست. و در صورت شرکت نکردن در کلاس‌ها دانشجو حق استفاده از نمره میان‌ترم را ندارد و نمره امتحان پایانی او که از ۱۴ می‌باشد ضربدر ۱۰/۷ می‌شود.



کلاسهای حضوری
تمام دروس عملی دانشگاه پیام‌نور و دروسی که بدون منبع هستند و سوالات امتحان پایانی آن دروس توسط استاد در هر مرکز طراحی می‌شود دارای کلاس‌های حضوری و اجباری می‌باشند. لازم بذکر است که کلیه کلاسهای تخصصی رشته های مهندسی به صورت حضوری برگزار میشود.

ساعت : 7:34 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
دانشگاه پردیس | next page | next page